محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
254
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
يتكالبون على جيفة مريحة . و عن قليل يتبرّأ التّابع من المتبوع ، و القائد من المقود ، فيتزايلون بالبغضاء ، و يتلاعنون عند اللّقاء . ( 2 ) » ترجمه خدا را مىستايم و در راندن شيطان و دور ساختن و نجات پيدا كردن از دامها و فريبهاى آن ، از خدا يارى مىطلبم و گواهى مىدهم كه جز خداى يگانه معبودى نيست و شهادت مىدهم كه حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله بنده و فرستاده برگزيده و انتخابشده او است كه در فضل و برترى ، همتايى ندارد و هرگز فقدان او جبران نگردد . شهرهايى به وجود او روشن گشت ، پس از آنكه گمراهى وحشتناكى همهجا را فراگرفته بود و جهل و نادانى بر انديشهها غالب و قساوت و سنگدلى بر دلها مسلط بود و مردم حرام را حلال مىشمردند و دانشمندان را تحقير مىكردند و جداى از دين الهى زندگى كرده و در حال كفر و بىدينى جان مىسپردند . شما اى عربها ، هدف تيرهاى بلا هستيد كه نزديك است . از مستىهاى نعمت بپرهيزيد و از سختىهاى عذاب الهى بترسيد و بگريزيد و در فتنههاى درهم پيچيده ، به هنگام پيدايش نوزاد فتنهها و آشكار شدن باطن آنها ، و برقرار شدن قطب و مدار آسياى آن ، با آگاهى قدم برداريد . فتنههايى كه از رهگذرهاى ناپيدا آشكار گردد ، و به زشتى و رسوايى گرايد ، آغازش چون دوران جوانى پرقدرت و زيبا ، و آثارش چون آثار باقىمانده بر سنگهاى سخت زشت و ديرپاست ، كه ستمكاران آن را با عهدى كه با يكديگر دارند ، به ارث مىبرند ، نخستين آنان پيشواى آخرين ، و آخرين گمراهان ، اقتداكننده به اوّلين مىباشند . آنان در به دست آوردن دنياى پست برهم سبقت